دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ه‍.ش.

سکس با خانوم معلم

سکس با خانوم معلم


من الان 23 سالمه دو سال پیش به اصرار خوانوادم رفتم آموزشگاه زبان که بتونم انگلیسی یاد بگیرم کلاس ما کلا 20 نفر بود و من از همه بزرگتر بودم و بقیه بین 18 تا 20 بودن کلاس بدی نبود با بچه ها خیلی مسخره بازی در میاوردیم یه روز وسط ترم بود که مسئول اموزشگاه اومد و گفت اقای فلانی واسه پدرش مشکل پیش اومده و برگشته شهرستان و دیگه نمیاد شما هم این جلسه برید خونه جلسه بعد یه معلم دیگه واستون پیدا میکنیم یه جلسه جبرانی هم میزاریم اون روز همه رفتیم تا اینکه دو روز بعد که کلاس داشتیم برگشتیم نشستیم سر کلاس بعد از اینکه زنگ شروع کلاسا خورد مسئول اموزشگاه با یه خانوم اومد تو! بچه ها همه کفشون بریده بود چون همه معلمای ما مرد بودن و اموزشگاه دو تا تایم داشت که یکیش دخترونه یکیش هم پسرونه بود که ما اصلا تا الان بجز مدیر اموزشگاه زن دیگه ای تو اموزشگاه ندیده بودیم و همه دخترا روزای فرد میومدن و ما زوج یه دختر 25 26 ساله با موهای های لایت مقنعه تا نصفه پوست یکم برنز چشمای لنز ابی با یه کون که تو اون مانتو شلوارش کاملا نمایان بود قیافش خیلی شبیه نیوشا ضیغمی بود. خلاصه...
که همه بچه ها واسش شق کردن وقتی مسئول اموزشگاه معرفیش کرد و رفت یواش یواش همه داشتن کرم میریختن و میخواستن بلاسن باهاش ولی از همون جلسه اول همچین میرید به بچه ها که همه ازش ترسیده بودیم اخلاقش بدجوری سگی بود و خیلی جذبه داشت اصلا نمیزاشت کسی پاشو از گلیمش بیشتر دراز کنه گند خورده بود به جو کلاسمون دیگه اون شور و حال قبلی رو نداشتیم چون تا یه کلمه حرف میزدیم که بخندیم هم میرید به هیکلمون هم منفی میزاشت خلاصه چند جلسه ای رفت و به همون صورت ادامه داشت تا اینکه دو جلسه مونده به امتحان فاینالمون ازمون یه امتحان واسه امادگی گرفتن همه بچه ها زود جواب میدادن و میرفتن ولی من تا اخر نشسته بودم و سر حوصله تستا رو میزدم تا اینکه همه رفتن و وقت تموم شد. پاشد اومد بالا سر من گفت دنیل (همیشه به جا دانیال بهم میگفت دنیل) وقت تمومه برگتو بده منم برگمو دادم کیفمو برداشتم برم تایم اخر بود و همه رفته بودن که صدام زد گفتم بله؟ گفت یه خواهشی دارم من امشب باید برم تولد دوستم از طرفی هم باید برم خونه دوش بگیرم حاضر شم ولی باید برگه های بچه ها رو قبل از رفتن تصحیح کنم تحویل بدم اگه کاری نداری میتونی بمونی کمکم کنی دو تایی زود زود تصحیح کنیم تموم شه؟! منم گفتم میخواستم با بچه ها برم بیلیارد ولی مسئله ای نیست میمونم گفت نه حالا که اینطوره برو خودم میشینم تصحیح میکنم یکم دیر میرسم نهایتا گفتم نه صبر کنید گوشیمو در اوردم زنگ زدم به رفیقم گفتم من نتونستم بیام یه کاری پیش اومد منتظر من نباشین اونم فحشم داد قطع کرد! خلاصه اومدم گفتم شروع کنیم گفت ممنون نمیخواستم برنامتو بهم بزنم گفتم نه بابا این چه حرفیه خودمم خیلی دلم میخواست پیشش باشم و بتونم باهاش یکم خودمونی شم خلاصه گفت برو از پایین یه صندلی تکی بیار بشینیم زود تموم کنیم گفتم باشه رفتم صندلی که بیارم دیدم هیشکی تو اموزشگاه نیست در هم بستست حتی دو تا منشی هم نیستن فقط چراغ اتاق مدیرمون روشنه خلاصه صندلی رو برداشتم بردم بالا گفت کی پایینه؟ گفتم کسی نبود فقط چراغ اتاق خانوم محرابی(مدیر) روشنه گفت صندلی رو بیار بزار کنار من بشین زود تمومش کنیم هم من به تولدم برسم هم تو رو با ماشین هر جا میری برسونم یه برگه هم داد بهم که کلید سوالا بود باید از روی اون تصحیح میکردیم نفری 10 تا برگه برداشتیم شروع کردیم به تصحیح کردن هیچی نمیگفت و تند تند تصحیح میکرد منم فقط چشم تو صورتش بود و یواشکی هر چند دقیقه یبار نگاش میکردم یکم که گذشت مقنعشو از جلو کشید پایین گفت خیلی گرمه خفه شدم! وای خیلی قشنگ تر شده بود موهاشو از پشت با یه کش اسمونی رنگ بسته بود موهاش خیلی قشنگ مش شده بود و های لایت خیلی با کلاس بود منم که فقط دیدش میزدم باز یکم گذشت دکمه های مانتوشو از بالا تا پایین باز کرد گفت دلم درد گرفت! یه تاپه سفید تنش بود که خته سینه هاش از توش معلوم بود با یه سینه های بزرگ که دقیق نمیدونم شاید سایزش 70 75 میشد و سر بالا که داشت تاپشو پاره میکرد. از اونجا میتونستم بوی سینه و بدنشو بو بکشم بازم مشغول شدیم به تصحیح کردن دیگه من چشامو از سینه ها و گردتش برنمیداشتم ولی اون اصلا عین خیالش نبود و داشت برگه هاشو تند و تند تصحیح میکرد یه لحظه پاشو تکون داد زد به من! ولی از قصد نبود منم پامو یکم بردم طرفش داشتم از شهوت میموردم و کیرم کاملا سیخ شده بود میخواستم همونجا بخوابم روش!! جراتمو بیشتر کردم پامو زدم به پاش! هیچی نگفت بهم حتی پاشم نبرد کنار منم بیشتر پامو بردم طرف پاش اصلا کوچکترین حرکتی نمیکرد و فقط سرش تو برگه هاش بود همونجوری پامو به پاش چسبونده بودم دیگه یواش یواش مطمئن شده بودم که هم اون میدونست چه خبره هم من! انقدر ادامه دادم که تقریبا میشه گفت رونم رو رونش بود رونش نرم و داغ بود. دیدم با اینکه هیچ اعتراضی نمیکنه ولی نفساش یکم تند و عمیق شده یواش دستمو بردم طرف پای خودم گذاشتم رو رونم بعد چند لحطه یواش یواش دستمو بردم سمت رون پاش باور کنید قلبم تو دهنم میزد! دستمو اروم با پاش لمس کردم و باز هم عکس العملی نشون نمیداد بیشتر دستمو کشیدم رو رون پاش دیگه مطمئن شده بودم که راضیه همونجوری رونشو از روی شلوارش قشنگ میمالوندم خیلی حشری شده بودم داغ داغ بودم دیگه دلمو زدم به دریا دستمو بردم سمت لای پاش یه تکون کوچیک خورد و یه نفس عمیق کشید ولی هیجی نمیگفت منم بقلای کسشو میمالیدم دیگه پر رو شده بودم دستمو انداختم از رو شلوار کسشو گرفتم تو دستم اونم داشت نفس نفس میزد یه دستم رو هم بردم حالت بغل کردن از پشت یکی از سینه هاشو از رو تاپ گرفتم تو دستم داغ داغ بود کسش از روی شلوار میشد حرارت و مرطوبی کسشو حس کرد داشت میمرد دیگه خودکارشو گذاشته بود رو میز و چشماشو بسته بود خودشو در اختیارم گذاشته بود و داشت نفس نفس میزد منم امونش نمیدادم دستمو از زیر کردم تو تاپشو از بالای سوتینش دستمو کردم سینه هاشو محکم گرفت میمالوندم و نوکشو میگرفتم دیگه یواش یواش داشت اه میکشید دستمو انداختم دکمه شلوار جینشو باز کردم دستمو کردم تو شلوارش از اونجا هم تو شرتش و کسشو میمالیدم دستم کاملا خیس شده بود اونم کامل داشت اه میکشید و لبشو گاز میگرفت ولی اصلا تو چشام نگاه نمیکرد سرمو بردم سمته گردنش و شروع کردم به لیس زدن گردنش اونم دسشو اورد سمت کیرم و از رو شلوار شروع کرد به مالیدن یهو سرشو برگردوند سمت من و وحشیانه شروع کرد لبمو خوردن و میکیدن مثل ادمای حریص لب پایینمو کرده بود تو دهنش و میخوردش بعد از زیر دستای من اومد بیرون و خم شد زود دکمه های شلوارمو و کمربندمو باز کرد منم یکم از رو صندلی بلند شدم که راحت بتونه شلوارمو در بیاره شلوارمو تا زیر رونام کشید پاین از رو شرت کیرمو گرفت تو دستش و میمالید و میزد به صورتشو و سرشو لیس میزد منم که داشتم میمردم و همش استرس داشتم که الان یکی میاد و زود میخواستم بکنمش تموم شه حس ترس و شهوت و سکس با دختری مثل اون برای بار اول حسی بود که هیچوقت فراموش نمیکنم و میشه گفت جز بهترین حسایی بود که تو زندگیم بهم دست داده بود. اون نامرد هم داشت طولش میداد و میخواست تلافی اونموقعی رو کنه که من داشتم باهاش بازی میکردم و اون نمیتونست تکون بخوره بعد از اینکه منو ده برابر حریص تر و حشری تر کرد شرتمو کشید پایین و کیرم افتاد بیرون یهو زیر لب گفت جوووووووووووون کیرمو گرفت تو دستش و نگاش کرد و اون یکم ابی که از رو شهوت اومده بود با انگشتش کشید رو کیرم و پاک کرد بعد تمام کیرمو یهویی کرد تو دهن داغش من نفسم بند اومده بود تمام خونم انگار سر کیرم جمع شده و بود و جونم میخواست از سر کیرم بیاد بیرون طوری میک میزد کیرمو که واقعا داشتم میمردم و لبه های صندلی رو محکم گرفته بودم کیرمو از دهنش در میاورد و سرشو بوس میکرد بعد کیرمو گرفت تو دستش و از بالا تا پایین یه لیس گنده زد و تخمامو کرد تو دهنش و اونا رو هم میک میزد بعد دوباره کیرمو کرد تو دهنش این بار تا ته میکرد تو دهنش و سر کیرمو میزد به ته حلقش و یه حالت اوق بهش دست میداد و چشماش پر میشد دیگه نمیتونستم تحمل کنم کیرمو از دهنش در اوردم و بلند شدم و گفتم پاشو حالا نوبت منه در بیار شلوارتو کامل گفت میترسم کسی بیاد گفتم برو سمت در خم شو از تو سوراخ قفل راهرو رو نگاه کن اونم رفت سمت در و همونجوری قمبل کرد و از تو سوراخ بیرونو داشت نگاه میکرد از پشت چسبیدم بهش و مانتوشو دادم بالا یکم خودمو میمالیدم به کونش یهو شلوارشو گرفتم تا پایین زانوش کشیدم پایین کونش مثل پنبه نرم بود و یه شرت صورتی تند پوشیده بود با دستم تمام بدنشو لمس کردم خیلی بوی خوبی میداد بدنش با زبون رو کونش میکشیدم و لیس میزدم یه سیلی نسبتا محکم زدم در کونش که صداش تو کلاس پیچید و جای دستم رو کونش موند و سرخ شد و بلند گفت اخخخ شرتشو کشیدم پایین واااااای یه کس خوشگل با لبه های تراشیده و خوش بو دورش یکم سیاه بود ولی وسطش صورتی خوش رنگ بود با یه سوراخ کون خیلی خیلی کوچیک و صورتی اب کسش شرتشو کاملا خیس کرده بود بهش گفتم دستمال کاغذی نداری؟ گفت برو از تو کیفم بردار رفتم دستمال کاعذی رو اوردم اروم اب کسش رو پاک کرد که اذیت نشه بعد کامل خمش کردم کونشو داد بالا دهنمو بردم سمت کسش خیلی بوی خوبی میداد زبونمو میکشیدم رو کسش و چوچولشو با لبام محکم میگرفتم و زبونمو میکردم تو کسش صداشو نمیتونست در بیاره اروم زیر لب میگفت هووووم از روی سوراخ کسش تا روی سوراخ کونش لیش میزدم یهو زبونمو سفت کردمو کردم تو کونش بلند گفت اییییی دیگه داشت دیوونه میشد گفت بسه دیگه بکن گفتم باشه کرمی روغنی چیزی داری؟ گفت نه از کون نمیدم بکن تو کسم اوپنم گفتم باشه کیرمو از پشت میمالیدم رو کسش نمیکردم تو کسش میخواستم اذیتش کنم خودش بهم التماس کنه گفت تروخدا بکن تو کسم دارم دیوونه میشم گفتم کیر میخوای؟ گفت اره میخوام جرم بدی بکن توش دنیل منم کیرمو رو کسش تنظیم کردم محکم تا ته کردم تو کسش یه جیغ نسبتا بلند زد دستمو بردم سمت دهنش گفتم اروم دیوونه الان میشنون میان بالا! کیرمو همونجوری تو کسش نگه داشتم واقعا خیلی تنگ بود انگار خیلی وقت بود نداده بود چند ثانیه بعد شروع کردم یواش یواش جلو عقب کردن اونم یواش اخ اخ میکرد دیگه عادت کرده بود کیرمو کامل درمیاوردم تا ته میکردم دوباره توش میگفت جون بکن همش ماله خودته جرش بده دیگه تلمبه هامو محکم تر و تند تر کرده بودم دیگه به جنون رسیده بودم اونم بیشتر تحریکم میکرد با حرفاش موهاشو گرفتم تو دستم یه دستمم بردم زیر شکمشو گرفتم مثل وحشیا محکم تلمبه میزدم تو کسش هنوز صدای شلپ شلپ خوردن کیرم به کسش تو گوشمه بهش میگفتم حال مبکنی؟ خوبه؟ اونم از من حشری تر میگفت داری جرم میدی بکنتم کیرت همه وجودمو گرفته دارم پاره میشم منم بیشتر تحریک میشدم و محکم تر تلمبه میزدمو محکم تر موهاشو میکشیدم یهو دیدم داره ابم میاد از تو کسش کشیدم بیرون و همه ابمو ریختم رو کمرش اونم دیگه پاهاش میلرزید سریع با دستمال کاغذی کمرشو پاک کردم شلوارموو کشیدم بالا اونم شرت و شلوارشو پوشید اومد پنجره ها رو باز کرد گفت ترو خدا بیا زود اینا رو تموم کنیم بریم الان شک میکنن منم نشستم پیشش برگه ها رو تموم کردیم پا شدیم بریم باز هم یه لب اساسی ازش گرفتم و بهش قول دادم که این ماجرا پیش خودمون میمونه رفتیم سوار ماشینش شدیم اونجا هم شمارشو گرفتم منو رسوند سر کوچمون و رفت بعد از اون ماجرا دو با دیگه هم با هم سکس داشتیم تو خونه... باز هم عذر میخوام اگه داستانم خیلی طولانی شد ممنون که وقت گذاشتید خوندین همیشه موفق و شاد باشید.
فرشید پارسائی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر